Top

آمریکا به تنش ایران و آذربایجان ورود می‌ کند؟

به گزارش اقتصادنیوز ؛ در حالی که عموماً تصور می‌شد که روابط بین باکو و تهران صمیمی است، اما سه تنش اساسی بین دو کشور وجود دارد که توضیح‌دهنده افت و خیز تنش‌های ایران و آذربایجان در طول سال‌های گذشته است که در اواخر تابستان امسال به اوج خود رسید و اکنون نیز بطور کامل فروکش نکرده است.
اولین نقطه تنش ممکن است ریشه‌های قومی داشته باشد و سخنان قوم‌گرایانه باکو و آنکارا با توجه به تعداد آذری‌های ایرانی، چیزی نیست که از نگاه تهران پنهان بماند. در نتیجه پیمان ترکمنچای در سال 1828 بین روسیه و ایران، جنگ طرفین در سرزمین آذربایجان (1828-1826) به پایان رسید و مرز جدید بین قدرتها را به رودخانه ارس تبدیل کرد. اردوغان در جشن پیروزی آذربایجان در جنگ قره‌باغ، سال گذشته در باکو شعری خواند که مضمون آن گلایه از جدایی اذری‌های دو سوی ارس و آرزوی برای اتحاد و یک شدن آن‌ها بود.
امروزه تصور می شود که آذربایجانی ها دومین قوم بزرگ در ایران هستند و تخمین زده می شود که بین 11 تا 28 میلیون نفر ترک‌زبان در ایران زندگی می‌کنند. پس از پیروزی آذربایجان در جنگ قره‌باغ به کمک تجهیزات و کمک‌های آنکارا و تل‌آویو، نفوذ باکو در منطقه رو به افزایش است و مواضع اخیر رهبران ترکیه و آذربایجان نیز تا حدودی تحریک‌کننده بوده است. در این میان تحرکات و رزمایش‌های سه‌جانبه ترکیه-آذربایجان-پاکستان، نه تنها تهران بلکه مسکو و دهلی‌نو را نیز به نوعی نگران کرده است.
عامل دوم روابط خوب آذربایجان با اسرائیل است که تهران را نگران می کند. تصور می شود که شهر قیرمیزی قصبا در آذربایجان بزرگترین شهرک تمام یهودی خارج از اسرائیل است. آذربایجان همچنین 40 درصد نفت خود را در اختیار اسرائیل قرار می دهد. در همین حال، اسرائیلی ها برخی از توانمندترین پهپادهای خود را به آذربایجانی ها فروختند که ثابت شد در جنگ سال گذشته فوق العاده موثر بوده است.
بدیهی است که نزدیکی اسرائیل به کشوری در همسایگی ایران، برای تهران نگران‌کننده و حتی تهدید‌آمیز است. سعید خطیب زاده ، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به انتقادات آذربایجان از رزمایش های اخیر ، در بیانیه ای گفته بود: ایران حضور رژیم صهیونیستی در نزدیکی مرزهایش را تحمل نخواهد کرد.
سرانجام ، مسائل ژئوپلتیکی که از جنگ قره‌باغ متأثر شده او مسائل ترانزیتی ناحیه قفقاز جنوبی است. روابط دنج ایران با ارمنستان نقطه عطفی برای باکو است. ایروان و تهران به دلایل تاریخی ، اقتصادی و جغرافیایی روابط تنگاتنگی با هم دارند. هنگامی که دسترسی به بسیاری از بازارهای بین المللی به دلیل تحریم های اقتصادی بر روی ایران بسته شد ، ارمنستان مکان مفیدی برای انجام تجارت‌های تهران بود. ارمنستان همچنین یکی از مسیرهای امن اتصال ایران به اروپاست.
فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران در رزمایش فاتحان خیبر به صراحت گفت که تهران تغییرات ژئوپلتیکی را در همسایگی خود برنخواهد تافت.
بازنگری آمریکا در حوزه قفقاز جنوبی؟
لوک کوفی مدیر مرکز سیاست خارجی آلیسون در بنیاد هریتیج، یکی از کارشناسانی است که همسو با شاهین‌ها خواستار مداخله آشکار آمریکا در این تنش شده و در مقاله‌ای برای وبگاه بنیاد هرتیج در این راستا استدلال‌هایی مطرح کرده است.
وی در این مقاله نوشت: حدود یک سال از جنگ دوم قره باغ بین آذربایجان و ارمنستان گذشته است. در اوایل نوامبر ۲۰۲۰ جنگ به پایان رسید و ارمنستان و جدایی طلبان مورد حمایت ارمنستان در مقابل یک ارتش آموزش‌دیده و مجهزتر آذربایجانی شکست خوردند. آذربایجان توانست مرزهای به رسمیت شناخته شده بین المللی خود را بازیابی کند و به حدود سه دهه اشغال ارمنی‌ها پایان دهد. روسیه در 9 نوامبر میانجی توافق آتش‌بس شد. به عنوان بخشی از این توافق ، روسیه یک نیروی حافظ صلح کوچک را در منطقه ارمنی‌نشین ساکن قره باغ کوهستانی مستقر کرد.
یک سال پس از جنگ، اکنون آشکار است که پیروزی آذربایجان، واقعیت ژئوپلیتیکی جدیدی را در قفقاز جنوبی و منطقه خزر ایجاد کرده است که سیاستگذاران ایالات متحده باید از آن آگاه باشند. آذربایجان در منطقه ای استراتژیک واقع شده است که بسیاری از منافع ژئوپلیتیک ایالات متحده را پوشش می‌دهد.
وی مدعی است اگر ایالات متحده در مورد رقابت قدرت های بزرگ جدی است، باید روابط خود با باکو را با اقدامات مختلف بهبود ببخشد؛ از جمله با با افزایش تعداد سفر مقامات ارشد به آذربایجان، گسترش حضور دیپلماتیک آمریکا در این کشور، همکاری با آذربایجان برای بهبود امنیت انرژی جامعه بیناآتلانتیک، و حمایت از پروژه‌های تجاری، اقتصادی و انرژی‌محور منطقه‌ای که شامل هر دو کشور ارمنستان و آذربایجان شود.

واقعیت ژئوپلیتیک جدید
لوک کوفی در ادامه نوشته است: پیروزی آذربایجان در جنگ دوم قره باغ یک واقعیت ژئوپلتیک جدید در قفقاز جنوبی و منطقه خزر ایجاد کرده است. این پیروزی همچنین نشان داد که “رویکرد قدیمی” برای نگرش به منطقه دیگر کاربرد ندارد. هرچه زودتر سیاستگذاران آمریکایی این واقعیت‌های جدید را بشناسند و درک کنند ، برای منافع ایالات متحده بهتر است. این واقعیت جدید ژئوپلیتیک فرصت های تازه‌ای را برای ایالات متحده ایجاد می کند:
ایران در مرز شمالی خود با داشتن یک آذربایجان جسور و ارمنستان تضعیف شده، دارای واقعیت ژئوپلیتیکی جدیدی است. ارمنستان در این سال‌ها از روابط گرمی با تهران برخوردار بوده است. اما روابط ایران و آذربایجان اگرچه صمیمانه بوده ، اما تنش هایی در زیر سطح وجود دارد.
روابط مسکو و باکو در حالی که از نظر ظاهری صمیمی است، در عمق تیره است. جمهوری آذربایجان هنگام برخورد با روسیه سیاست خارجی عمل گرایانه ای را دنبال کرده است ، تمایل باکو برای استقلال از سازمان های مورد حمایت مسکو و حفظ روابط صمیمانه با مسکو، به سیاست باکو تعادل بخشیده است، با این حال ، سال گذشته روابط آذربایجان با روسیه را تیره کرد.
احتمال نزدیک شدن ترکیه و اسرائیل با میانجیگری آذربایجان وجود دارد. اسرائیل و آذربایجان روابط راهبردی دارند. ترکیه و آذربایجان روابط نزدیکتری دارند که بر اساس شعار “یک ملت با دو دولت” بنا شده است. در سال گذشته، صحبت هایی درباره میانجی‌گری الهام علی اف ، رئیس جمهور آذربایجان در پشت صحنه برای فروکش تنش در روابط متشنج ترکیه و اسرائیل مطرح شد. این به نفع ایالات متحده در خاورمیانه و فراتر از آن است.
پروژه های جدید منطقه‌ای در حوزه‌های انرژی ، تجارت و تبادل اقتصادی در حال حاضر امکان پذیر است. اکنون که تسخیر قره‌باغ توسط ارمنی ها به پایان رسیده است ، فرصت های جدیدی برای همکاری های اقتصادی و تجاری منطقه ای وجود دارد. بنابراین ایالات متحده باید بر افزایش سرمایه گذاری خارجی و بهبود وضعیت اقتصادی با کمک ارتقاء آزادی اقتصادی و توسعه روابط تجاری در قفقاز جنوبی تمرکز کند.

مشاهده بیشتر
دکمه بازگشت به بالا