
چند روزی است که مرکز هماهنگی گوریس برای آوارگان اجباری از قره باغ کوهستانی با حجم کاری سنگین کار می کند. دولت ارمنستان، ارگانهای محلی، نمایندگان صلیب سرخ و بسیاری از داوطلبان سخت تلاش می کنند تا نیازهای ارامنه ای را که به اجبار در نتیجه تجاوز آذربایجان آواره شدهاند، برآورده کنند.
به گزارش “آرمنپرس” از گوریس، آوارگان اجباری از قره باغ کوهستانی در مرکز هماهنگی ثبت نام شده اند، گزینه های اسکان به آنها پیشنهاد می شود. به مردم مایحتاج اولیه، غذا، دارو، پتوی گرم، ویلچر داده می شود. مراقبت های پزشکی لازم به کسانی که مشکلات سلامتی دارند ارائه می شود.
این روزها خبرنگاران کشورهای مختلف در مرکز هماهنگی حضور دارند. نمایندگان رسانههای خارجی که ماهها در مورد محاصره غیرقانونی قرهباغ کوهستانی سکوت کردهاند، امروز در تلاش هستند تا وضعیت را از گوریس ارائه دهند، آنها آنچه را که اتفاق می افتد مستند می کنند و تلاش می کنند تا توجه جامعه بین المللی را بر فاجعه انسانی در حال ظهور متمرکز کنند.
ساکنان گوریس همچنین به ارامنه آواره اجباری قره باغ کوهستانی کمک می کنند. بسیاری از خانه ها میزهایی در جلوی خود چیده اند. به ارامنه قره باغ کوهستانی غذای گرم ارائه می شود و اولویت را به کودکان، زنان باردار و افراد دارای معلولیت می دهند.
کسانی که به اجبار از قره باغ کوهستانی آواره شده اند اغلب نمی خواهند از آنها عکس گرفته شود، آنها ترجیح می دهند بدون دوربین با هم ارتباط برقرار کنند و صحبت کنند. آنها با ناراحتی خاصی به یاد می آورند که چگونه آذربایجانی ها در ایست بازرسی غیرقانونی هاکاری از همه فیلمبرداری و عکس گرفتند.
شوهر النا میرزویان، ساکن استپانکرت، مادر سه فرزند خردسال، در جنگ 44 روزه مارتونی به عنوان داوطلب جنگید و جان باخت. هنگامی که اولین گلوله باران در سپتامبر امسال در استپاانکرت به صدا درآمد، النا در داروخانه درماتوونرولوژی مشغول به کار بود. وی می گوید که چگونه وحشت زده به خانه شتافت تا بچه های مدرسه را پیدا کند، اما متوجه شد که سرویس تلفن همراه دیگر در دسترس نیست.
مانند تمام کسانی که این روزها از قره باغ کوهستانی حرکت می کنند، به یلنا نیز چندین گزینه برای اقامت در مرکز هماهنگی گوریس پیشنهاد شد. او هنوز تصمیم نگرفته که به کجا برود.
یکی از آوارگان اجباری به مدت 11 سال در ارتش دفاعی قره باغ کوهستانی خدمت کرد. با شروع تهاجم آذربایجان، او به همراه همرزمانش در حال انجام وظیفه رزمی بود و از روستاهای شوش و ماچکلاشن دفاع می کرد. همسر و فرزندش در مارتونی بودند، جایی که نه گاز بود، نه برق، نه گرمایش.
ایشخان دانیلیان، تاریخدان، جامعهشناس اهل روستای متس شن از توابع مارتاکرت است. او و هم روستاییانش به معنای واقعی کلمه از زیر گلوله باران خارج شدند. این تخلیه عملاً توسط اداره روستا با کمک نیروهای حافظ صلح روسی انجام شد. گروه چهل نفری از اقوام و دوستان دانیلیان وارد ارمنستان شدند و در بدنه کامیون مستقر شدند و وسایل و مدارک ضروری را برداشتند. قبل از تجاوز آذربایجان، بیش از 250 نفر ساکن در متس شن زندگی می کردند. پس از برقراری آتش بس، همه آنها تصمیم گرفتند به ارمنستان بروند.”