
آرمن پطروسیان، تحلیلگر سیاسی، معتقد است که در قفقاز جنوبی، اگرچه رقابت آشکاری، حتی درگیری، بین ابرقدرتها وجود دارد، اما با این وجود آنها فرصت تقویت مواضع برتر خود در منطقه را دارند. آرمن پطروسیان در مصاحبهای با «آرمنپرس»، به وضعیت ژئوپلیتیکی ایجاد شده در قفقاز جنوبی پس از اجلاس واشنگتن و امکان ترکیب منافع ابرقدرتها در این زمینه اشاره کرد.
پطروسیان گفت: «با وجود این واقعیت که در حال حاضر حداقل رقابت یا حداکثر درگیری بین بازیگران درگیر در فرآیند رفع محاصره عمومی در منطقه و به ویژه رفع محاصره ارمنستان وجود دارد، واقعیتهای فعلی به ما این امکان را میدهد که از نظر به رسمیت شناختن برخی منافع متقابل، فرصتهای تقویت موقعیت خود را در موقعیتهای برتر در شرایط فعلی، هوشیارانه ارزیابی کنیم. بدیهی است که در رقابت فعلی، ایالات متحده توانست «گام محکمی» بردارد و از همه رقبا در فرآیند رفع محاصره که از سال ۲۰۲۰ در منطقه مورد بحث است، پیشی بگیرد.» طبق مشاهدات او، رقبای ایالات متحده شامل دشمنانی در قالب روسیه و ایران و شرکایی در قالب ترکیه و اتحادیه اروپا بودند. و اگرچه دومی درخواست جدی و گستردهای برای مشارکت ارائه نکرد، اما حداقل به طور فعال ایده رفع انسداد منطقه را ترویج میکرد. به گفته این تحلیلگر، ایالات متحده در واقع به توافقی دست یافت که به آن فرصت میداد تا بر اساس توافقی قابل قبول برای آذربایجان و ارمنستان، مهمترین نقش را در فرآیند رفع انسداد ایفا کند.
وی خاطرنشان کرد: “در چنین شرایطی، روسیه، ایران، ترکیه و سایر بازیگران ذینفع که قادر به انجام این فرآیند در سطح سیاسی-دیپلماتیک منحصراً در محدوده منافع خود نبودند، چارهای جز کنار آمدن با واقعیتهای موجود و تلاش برای تضمین حداقل یک موقعیت برد-برد برای خود ندارند. به عنوان مثال، در این مورد، یکی از عوامل اصلی و مهم برای ایران، حذف حضور نظامی ایالات متحده، حتی اگر فقط به صورت رسمی باشد، حذف حضور قانونی و عملی است.”
پطروسیان افزود که دومین عامل مهم، حمایت از این روند بر اساس چهار اصل اصلی اعلام شده قبلی است: تمامیت ارضی، صلاحیت قضایی، حاکمیت و عمل متقابل، زیرا دقیقاً تحت چنین اصولی است که ایران میتواند مستقیماً از این روند بهرهمند شود و ارتباط ریلی و بزرگراهی بسیار سودآورتری را با ارمنستان و از طریق ارمنستان با منطقه دریای سیاه و روسیه برقرار کند.
پطروسیان گفت: «به احتمال زیاد، طرف ایرانی در چارچوب یک دستور کار مثبت، سعی خواهد کرد در راستای این منطق حرکت کند. البته نمیتوان اقدامات خاصی را که ماهیتاً پنهان هستند و با هدف ایجاد مانع در روند رفع محاصره تا حد امکان انجام میشوند، رد کرد، زیرا باید به طور عینی توجه داشت که رفع محاصره منطقهای و تغییرات در وضعیت زیرساختی قبلی به هیچ وجه نمیتواند ناشی از منافع ایران، گرجستان یا روسیه باشد.»
وی یادآور شد که درگیری چند دههای بین آذربایجان و ارمنستان توسط کشورهای مختلف برای پیشبرد منافع خود مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان مثال، ایران با ایجاد یک کانال انحصاری بین آذربایجان و نخجوان، گرجستان با تبدیل شدن به یک پل انرژی و حمل و نقل بین آذربایجان، ترکیه و اروپا، و روسیه با استفاده همه جانبه از درگیری ارمنستان و آذربایجان.
این تحلیلگر سیاسی توضیح داد: «بنابراین، حداقل در سطح پنهان، تا زمانی که وضعیت ژئوپلیتیکی نامشخص باشد، برخی از ابرقدرتها سعی خواهند کرد مانع روند رفع محاصره شوند. اما اگر این سیاست شکست بخورد، آنها سعی خواهند کرد حداکثر مزایا را به دست آورند. به طور خاص، روسیه سعی خواهد کرد از مجموعه ابزارهای محدود خود استفاده کند. این عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا است که به معنای در نظر گرفتن رویهها و راهحلهای قانونی این سازمان، به ویژه در مسائل مرزی و گمرکی است. مورد دیگر، مدیریت راهآهن ارمنستان است که طرف روسی نیز سعی خواهد کرد از آن به نفع منافع خود استفاده کند و از این طریق بر روند رفع محاصره تأثیر بگذارد.»
به گفته پطروسیان، تمام تلاشها در سطح دیپلماتیک با هدف جلوگیری از هرگونه تحول منفی انجام میشود و اگر این سیاست شکست بخورد، امکان تأثیرگذاری بر این روند در آینده بسیار محدود خواهد شد. پطروسیان با اشاره به این دیدگاه که در محافل کارشناسی روسیه و ایران رواج دارد مبنی بر اینکه بخش اقتصادی طرح «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» ممکن است در مقطعی به یک بخش سیاسی تبدیل شود و حضور قدرتمند طرف آمریکایی در منطقه را تضمین کند، تأکید کرد که طرح مذکور از نظر عینی هنوز در وضعیت نسبتاً نامشخصی قرار دارد، زیرا حتی اگر بحثهای مفصلی وجود داشته باشد، حداقل در سطح عمومی مشخص نیست.
این تحلیلگر سیاسی در پایان گفت:«بنابراین، پس از آشکار شدن جزئیات، میتوان فهمید که ایالات متحده چه نوع مشارکتی خواهد داشت و از چه ابزارهایی برای محافظت از مشارکت خود در این محیط نسبتاً پیچیده و پیشبرد منافع خود استفاده خواهد کرد. عدم قطعیت بسیار زیاد است، بنابراین وضعیت منطقهای و ژئوپلیتیکی بسیار مهم است. تا زمانی که محیط رقابت جهانی روشن نشود، انواع قواعد بازی قابل قبول خواهد بود احتمال فعال شدن درگیریها در مناطق مختلف با ابزارهای نظامی بسیار بیشتر از ترکیب تلاشهای سیاسی و دیپلماتیک است، بنابراین عدم قطعیت جهانی هنوز به ما اجازه نمیدهد پیشبینیهای روشنی داشته باشیم.»







