
«پاراسوشال» واژه سالِ واژهنامه کمبریج شد؛ گویای افزایش روابط «ناسلامت» و «یکسویه» با سلبریتیها، اینفلوئنسرها و حتی چتباتهای هوش مصنوعی.
اگر هنوز از این که تیلور سوئیفت به پیامهای تبریک شما برای نامزدیاش با تراویس کلسی پاسخ نداده دلخورید، «واژه سال» واژهنامه کمبریج با شما حرف میزند: «پاراسوشال».
این واژه برای توصیف رابطهای به کار میرود (یا «رابطه پاراسوشال» ـ PSR) که در آن فرد احساس میکند یک چهره مشهور را در سطحی شخصی میشناسد، با این که هرگز او را ملاقات نکرده است.
این فقط دومین بار است که یک صفت عنوان «واژه سال» را میگیرد؛ پس از «پارانوئید» در سال ۲۰۱۶، و واژهنامه کمبریج این واژه را چنین تعریف میکند: «درگیر یا مرتبط با پیوندی که کسی میان خود و یک چهره مشهورِ ناشناخته، یک شخصیت در کتاب، فیلم، سریال تلویزیونی و… یا یک هوش مصنوعی احساس میکند.»
این اصطلاح را دو جامعهشناس، دونالد هورتون و ریچارد وول، در سال ۱۹۵۶ ابداع کردند تا توضیح دهند بینندگان تلویزیون چگونه با شخصیتهای تلویزیونی روابط «پاراسوشال» شکل میدهند.
از آن زمان، این پدیده، که با زبان هواداری پیوند خورده است، بهصورت تصاعدی رشد کرده است، چرا که شبکههای اجتماعی به تقویت روابط پاراسوشال با سلبریتیها، اینفلوئنسرها و چهرههای آنلاین ادامه میدهند؛ رابطههایی که مردم در جهان واقعی هیچ پیوند شخصی با طرف مقابل ندارند.







