
دادگاه نظامی باکو ۱۵ رهبر سابق قره باغ را به حبس ابد یا حبس طولانی مدت محکوم کرد.
کارشناس آلمانی در مصاحبهای با دویچه وله در مورد چگونگی واکنش احتمالی اروپا به این احکام بحث کرد.
استفان مایستر، تحلیلگر شورای روابط خارجی آلمان (DGAP)، در مصاحبهای با دویچه وله گفت: «در سطح بینالمللی، نه اجماع حقوقی و نه اجماع ژئوپلیتیکی در مورد وضعیت منطقه وجود نداشت. در نتیجه، همه تا سال ۲۰۲۰ به وضع موجود تن دادند.»
مایستر خاطرنشان کرد که رویکردهای کشورهای اروپایی در قبال مسئله قره باغ کوهستانی متفاوت است.
منافع ملی نقش مهمی ایفا کردند: برخی از کشورها از آذربایجان منابع دریافت می کردند و بنابراین به موضع باکو متمایل بودند، در حالی که سایر کشورها، که محل سکونت تعداد زیادی از ارمنیهای مهاجر بودند، از اصل حق تعیین سرنوشت مردم حمایت میکردند.
پس از آنکه آذربایجان کنترل منطقه را به دست گرفت، اتحادیه اروپا اخراج بالفعل جمعیت ارمنی را محکوم کرد.
با این حال، به گفته استفان مایستر، کشورهای عضو اتحادیه اروپا نتوانستند در مورد اعمال تحریم علیه باکو به توافق برسند.
مایستر خاطرنشان کرد: «نمونه قره باغ کوهستانی نشان میدهد که جامعه کشورهای غربی با ارزشهای یکسان دیگر وجود ندارد.»
باکو کنترل منطقه را به دست گرفت و جامعه بینالمللی آن را به عنوان عمل انجام شده پذیرفت.
مایستر معتقد است که الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان، با برگزاری دادگاههای نمایشی رهبران سابق این جمهوری به رسمیت شناخته نشده، عمداً ظلم و ستم نشان میدهد و «انتقام شکست در جنگ اول قرهباغ را میگیرد.»
به گفته او، رهبر آذربایجان می تواند چنین احکام سنگینی را تحمل کند زیرا علاقهای به انتقادات بینالمللی ندارد.
اقدامات باکو نمونهای از حل و فصل استبدادی این مناقشه است.
مایستر با توضیح عدم واکنش بینالمللی به محکومیتهای رهبری سابق این جمهوری به رسمیت شناخته نشده، خاطرنشان کرد: «قره باغ دیگر نقشی در سیاست اروپا و بینالملل ندارد.
آذربایجان تأمینکننده اصلی گاز و نفت اروپا است، به همین دلیل است که همه کشورهای اتحادیه اروپا از انتقاد از باکو خودداری میکنند.»
برای مدت طولانی، ایالات متحده یکی از منتقدان اصلی وضعیت حقوق بشر در آذربایجان بود.
با این حال، روابط بین باکو و واشنگتن اکنون عادی شده است و منافع تجاری، با تأکید بر منابع و مسیرهای تجاری، دستور کار دموکراتیک را کنار گذاشته است.
تحلیلگر به طور خلاصه گفت: «در سیستم جدید روابط بینالملل، عامل قدرت به عامل تعیینکننده تبدیل میشود.»







